به هر جهت، ادیان مرجع دیگری را آموزش می دهند که در تقابل با دنیا است.آموزه ی تعلق فرد به خدا همان قدر حق بزرگی به گردن او می اندازد که دنیا.حتی ممکن است چنین پیش آید که مطلق نگری این ادعا او را نسبت به دنیا بیگانه کند، همان طور که تسلیم ذهنیت جمعی و از خود بیگانه شده است.او میتواند قضاوت و قدرت تصمیم گیری اش را در حالت پیشین (به خاطر آموزه ی دینی ) ، درست مثل حالت اخیر ،از دست بدهد .این همان هدفی است که ادیان به طور آشکار دنبال میکنند.مگر آن که با دولت از در مصالحه در آیند.وقتی ادیان گونه عمل میکنند ، ترجیح میدهم آن ها را کیش بنامم،نه دین.کیش باوری مشخص و جمعی را توجیه میکند ،در حالی که واژه دین بیانگر رابطه ای ذهنی با عوامل مابعد الطبیعی و آن جهانی است.کیش اقرار به باوری است که عمدتا دنیوی است بنابراین امری جهانی است،درحالی که معنی و مقصود دیدن (در مسیحیت،دین یهود و اسلام )ارتباط فرد با خواستید مربوط به طریقت رستگاری و رهایی(آیین بودا)است.

+ نوشته شده در  پنجشنبه ۲۹ آبان ۱۳۹۹ساعت 20:28  توسط محمدحسین  |