دارم داغون ميشم خسته شدم ديگه تحملم تمام شده ميخوام فرياد بزنم اما فرياد هم نميتونم بزنم باز هم فكر ميكنم بايد صبر كنم
تا كي بايد صبر كنم مگه صبر من صبر ايوب هست خدايا برس به دادم ...كمكم كن
دلم گريه ميخواد
با اينكه 20 روز ديگه امتحان دانشگاه شروع ميشه هنوز هيچ درسي رو نخوندم نميدونم چرا نميتونم بخونم
از امروز ديگه موبايلم رو هم جواب نميدم قابل توجه بعضي ها منظورم به تو كه ساعت 11 شب تازه يادت مياد اسمس و زنگ بزني
همه چيز از امروز تعطيل  تعطيل تعطيل
راستي براي حج دانشجويي ثبت نام كرده بودم اسمم در نيامد نشد كه بشه اون عظمت رو ببينم
راستي به همتون يك چيز بگم به هيچ چيزي دلبستگي نداشته باشين آخرش خواسته يا ناخواسته ميزاري و ميري
آنچه از ما به جا مي ماند...نام نيک است وبس...
سبز...سفيد...سرخ...هميشه ايراني... برقرار وپايدار... در پناه مهر...
ياعلي...
درسکوت...
تاطلوع...
آريايي ام...
گذرگاه تب...
پادشاه سرزمين تنهاي سکوت...
+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۸ آذر ۱۳۸۶ساعت 15:16  توسط محمدحسین  |