|
|
|
|
|
میخوام در مورد چیزی که سه سال هست گرفتارش شدم میخوام در مورد دانشگاه بنویسم من که بایستی ترم 5 فارغ التحصیل بشم داره میکشه به ترم 6 شاید هم به ترم 7 هم برسه اگه ترم دیگه 1.350هزار داشته باشم فارغ التحصیل هستم اما این نقدار پول نیست من هنوز پول ترم 5 دانشگاه رو هم ندادم یک ریال هم پرداخت نکردم بدترین مشکل مردم ما این شده که مدرک رو یک مد نگاه میکنن اگه نداشته باشی میگن بی سوادی و هیچی حالیت نیست این هم در خودش یک مشکل هست اگه به من بود من ترم 2 دانشگاه رو رها میکردم چون میدونستم همچین روزی به این مشکل برخورد میکنم اما عده ای گفتند حیف هست و خیلی چیزها ..... بعضی از بستگان و دوستان که من رو میبینن میگن مهندس هنوز درست تمام نشده خدای نمیدونید چقدر از این کلمه مهندس بدم میاد وقتی که به شکل تمسخر آمیز هم میگن من بدون کنکور وارد دانشگاه شدم با معدل 17.61 با 96 واحد که بایستی پاس کنم من به خاطر یک سری از مسائل اقتصادی نشد که تابستان ها واحد بردارم آره من دارم بدترین دوران را در این ترم سپری میکنم حال چندان خوبی ندارم از یک طرف مرگ دختر خاله ام که مرگش رو هنوز قبول نکردم نمیدونم چرا وقتی به سوی موبایلم میرم اسمس های اون رو میخونم دلم میگیره اشکم بی اختیار سرازیر میشه بعضی چیزها رو نباید لمس کرد باید حس کرد |
||
|
+
نوشته شده در چهارشنبه ۲۸ فروردین ۱۳۸۷ساعت 15:38 توسط محمدحسین
|
|
||