میخوام درمورد مرگ بنویسم در مورد چیزی که اگه خیلی هامون بدونیم و یکم بهش فکر کنیم دست از یک سری کارها زشت و ناپسند خود بر میداریم فقط یکم به مرگ خود فکر کنیم فقط کمی ارزشش رو داره....

به نظر من مرگ چیز جالبی هست یک روز به دنیا میاییم و یک روز میریم فقط خدا کند تو فاصله این مدت زندگی استفاده درست از عمرمان کرده باشیم در ضمن مرگ پایان زندگی نیست.

من خودم از مرگ میترسم شاید ایمانم ضعیف باشه؟نمیدونم!

چند ماه پیش میخواستم در مورد این موضوع مطلب بنویسم که نمیشد اما طی این یک ماه اتفاقاتی افتاد که این پست را نوشتم(مرگ دختر خالم)

من خودم تازگی یاد گرفتم با این موضوع مرگ خیلی ساده برخورد کنم و ازش بگذرم میدونم اما یکم سخته دوست ندارم کسی رو که از دست میدم همش خاطره ها شو بیاد بیارم چون برام جز ناراحتی چیزی نداره (شاید شما ها با نظر من موافق نباشید)

کسی نمیداند تا چند ساعت دیگه نه تا چند دقیقه نه تا چند ثانیه دیگر زنده است کسی نمیداند

به همه خوبی کنیم و دست محتاجان را بگیریم کمک کنیم دنیا بی وفاست بعد مرگ بهتر است نام نیک بماند

در پایان

امام علی میگه:

بگذارید و بگذرید

ببینید و دل مبندید

چشم بیندازید و دل مبازید

که دیر یا زود باید گذاشت و گذشت

در ضمن هرکه در مورد مرگ هر چی میخواد میتونه بنویسه یا به عبارتی مرگ رو توصیف کنه.

توضیح در مورد2 پست قبل (پیشنهاد همکاری بود)

راستی در مورد سایت تبلیغاتی عده ای از دوستان تمایل همکاری کردن بعضی ها هم گفتن باید بیشتر فکر کنن انشا الله تا آخراردیبهشت ماه معلوم میشه که چه کسانی تمایل قاطع بر همکاری دارن.

+ نوشته شده در  دوشنبه ۲ اردیبهشت ۱۳۸۷ساعت 17:4  توسط محمدحسین  |