افرادی که کارهایی انجام می دهند که من دوست ندارم، الزاما آدمهای بدی نیستند. آنان نباید تنبیه شوند که چرا کارهایی انجام میدهند که من خوشم نمی آید.
هیچ دلیلی ندارد دیگران آن طوری باشند که میخواهم. دیگران همان طوری هستند که خودشان میخواهند و من هم همان طوری هستم که خودم میخواهم.
من نمیتوانم اختیار دیگران را به دست بگیرم یا آنان را تغییر دهم. آنان همینند که هستند.
همه ما سزاوار احترام عمیق هستیم چون...

همه خوبند ، من هم خوبم!!

اگر اوضاع متفاوت با آن چیزی باشد كه من ميخواهم، باز هم زنده مي مانم. مي توانم اوضاع را آن طور كه هست، مردم را آن طور كه هستند و خودم را آن طور كه هستم بپذيرم.
دليلي ندارد عصباني شوم كه چرا نمي توانم اوضاع را طوري تغيير دهم كه با نظرات من يكسان شود.
دليلي ندارد كه همه چيز را دوست داشته باشم.
حتي اگر دوست نداشته باشم، مي توانم با آن زندگي كنم چون...

من مجبور نيستم اوضاع را در اختيار داشته باشم!!

+ نوشته شده در  دوشنبه ۱ مهر ۱۳۸۷ساعت 2:13  توسط محمدحسین  |