افسوس ، برای هر لحظه از نفس ، که به دم و باز دمی تکیه داده است .

چه گذشت ، رفتن های گذشته

غمگینم ...

غمگینم ...

غمگینم ...

چه در سر داری ، که این گونه بی تاب ، در آرزوی بی نهایت بودن ،
به رویای خویش ، به ثانیه ها تعظیم می کنی ...

به آغوشه او باز گرد ...

به سرانجام بیاندیش ...

به تکرار ، تکراره بی نهایت بیاموز ...

به انسان ، بلندی فریاد ...

و با لبخند ، امید را انتخاب کن ...

و خدا !!! تکرار ، تکرار ، تکرار
+ نوشته شده در  یکشنبه ۴ بهمن ۱۳۸۸ساعت 17:25  توسط محمدحسین  |