|
|
|
|
|
گاهي دچار توهمي بيش نيستيم زندگي در جريان خوش آيند خود ما را نميدانم به كجا ميبرد به جلو يا عقب شايد هم در حال درجا زدن هستيم اما هر چه هست تركيبي از احساس خوب و بد را به همراه دارد من نه زياد خوبم و نه زياد بد نوعي از حد معمول را تجربه ميكنم كه در آن نه زياد به وصل پافشاري دارم و نه به هجران دقيقا از اينكه چه ميخواهم عاجز مانده ام و در سردرگمي زيبائي قرار دارم شايد باور خيلي كارها براي ديگران سخت باشد اما انسان در تارك وجودي خود ميتواند به قدري عظيم تبديل شود و اگر بخواهد پرواز هم خواهد كرد و شايد دوباره زنده شدن را در پس تجسد خود به دست آورد فقط اين ميان بايد از بندگي خاص خداوند خروج نكند چون كه خداوند هر چه تو بخواهي را به واسطه لطفهاي بيكرانش تقديمت ميكند حتي حياطي دوباره حياط دوباره تولدي است دوباره نه آنكه مرده باشي و زنده شوي كه گاهي انسانها در حال حياط به مرگ جامعه عمل پوشيده اند و در حياط غم بار خود مرگ تدريجي خود را به واسطه دنياي تاريك خود و پيرامونشان احساس ميكنند و تنها چيزي كه آنها را به زندگان شباهت ميبخشد تحركي لاكپشت گونه است و .. |
||
|
+
نوشته شده در دوشنبه ۶ تیر ۱۳۹۰ساعت 10:59 توسط محمدحسین
|
|
||