اين‌روزها
حس ميكنم يه لباس دِمُدِ، يه كتاب خونده شده و يا هرچيزي تو اين مايه‌ها رو دارم
محيط كار واسه‌ام دردآور شده و آدمها برايم منزجر كننده
همه‌ي اينها از من آدمي ساخته‌اند، پوست كلفت، كينه‌اي و بي احساس
يه موقع‌هايي يه چيزهايي پيش مياد كه اولويت‌هاي زندگيت رو تغيير ميده
نيازهات عوض ميشه
وقتي نيازهات عوض بشه، آدم ديگه‌اي هستي
و حالا، شايد آدم ديگه‌اي شده‌ام
اينجا (محيط كاريِ فعلي) موندن رو دوست دارم اما ديگر نه به هر قيمتي
همه چيز رو سپرده‌ام به اوني كه همه‌ اينها رو خودش تا الان واسه‌ام پيش آورده
اين بدبينيه كه بگي آدم خوب وجود نداره
هست، همه جا هست!
اما، آدم‌هاي پست زياد شده‌اند، خيلـــي
و من در اين روزها
لبخند مي زنم به تمامِ اين پَستي‌ها!!!

+ نوشته شده در  جمعه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۲ساعت 9:55  توسط محمدحسین  |