تو شکلِ پناه شده ای یا من بی پناهم؟
تو مرا به تن‌ات عادت داده ای یا من بی اندازه زخم دارم؟
من تحملِ کدام بَلای زمینی ام که فریاد که می زنم
آسمان، باران به چشم هایم تحمیل می کند..
شاید زیر تیغِ گرمِ آفتاب، آب رفته ام که چنین بی جانم
یا تو آنقدر بزرگ شده ای که گوشه ی کوچکی از دامنت
مرهمِ نرمی ست بر زخم هایم
رو به آینه که زخم را زمزمه می کنم رنگ ها می شکنند و
پیشِ روی تو هرچه می گویم کوچک است
آنقدر کوچک که دستِ هیچ دردی
به شانه هایت نمی رسد..
تو شکلِ پناه شده ای یا من بی پناهم .

+ نوشته شده در  چهارشنبه ۲۷ اسفند ۱۳۹۳ساعت 9:7  توسط محمدحسین  |