نگاهم میکنی اما به سردی

نه تنها من تو هم دنیای دردی

مخواه از من گناهت را ببخشم

تو میدانی که با این دل چه کردی

برو نامهربان بیگانه با من

توهر لحظه به رنگی در میایی

رها کن این دل دیوانه ام را

برو سیرم از این دیر آشنایی

وفا کردم خطا کردم

نماندی در کنارم

مکن افسون دلم پرخون توراباور ندارم

 Image and video hosting by TinyPic

+ نوشته شده در  یکشنبه ۱۶ مهر ۱۳۸۵ساعت 9:33  توسط محمدحسین  |